قهرمان ميرزا عين السلطنه

511

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كند . آسوده نخواهند بود . تلگراف سرتاپا فحش باز جهت سيف الدوله رفت ، تا چه نتيجه بخشد . اين باك از اين چيزها ندارد . آدم . . . فحش را چه مىفهمد . شب آنجا ماندم . چهارشنبه 13 رجب - عيد مولود حضرت امير ( ع ) است . درب خانه رفتيم . ملايريها دست برنداشته‌اند باز تلگراف مىكنند . من ده دقيقه قبل از انعقاد سلام رفتم پارك صدراعظم مهندس الممالك را مفصلا ملاقات كردم . عروسى تاج السلطنه بعد از سلام اغلبى در درب حرم‌خانهء جلالت وعده داشتند . شيرينىخوران تاج - السلطنه بنت اعليحضرت است براى پسر شجاع السلطنه . سيصد خوانچه بردند . از درب خانهء شجاع السلطنه موزيك سرباز و توپچى ايستاده بود تا درب سردر الماسيه . من وعده نداشتم . عروس و داماد هردو كوچك‌اند . اگر ده دوازده داشته باشند . پيشكشهاى خوانين همدان حضرات خوانين همدان را امروز مرخص كردند . هفت هزار تومان ساعد السلطنه و چهارده هزار تومان حسام الملك ، دو هزار تومان ضياء الملك پيشكش داده‌اند . البته نايب السلطنه و صدراعظم و ساير نوكرهاى آقا كه مشغول خدمت آنها بودند حقى بزرگ دارند . حقوق آنها معلوم نيست چه‌قدر بوده . مدتى است حبس بودند دماغشان ماليده شد . شعاع الدوله را حاكم همدان كردند . از اين انتخاب حاكم معلوم شد خيال استقلال دادن ندارند . همان مثل سابق رفتار كند . اين شعاع الدوله هم مدتها است حاكم نشده . احضار عماد السلطنه جمعه 15 رجب - صبح حضرت و الا تلگرافى از عماد السلطنه دادند كه نوشته بود مرا احضار طهران كرده‌اند . ليكن نوشته شده است نايب الحكومه گذاشته بيا . اگر حكايت عزل است بدانم و باقى را معين كنم آن وقت بيايم . دو كاغذ هم حضرت و الا نوشت با آن تلگراف برداشته خانهء صدراعظم رفتم . مختصر از دو ساعت به ظهر مانده تا دو ساعت از ظهر گذشته معطل شدم بيرون نيامد . از گرسنگى سرم گيج رفت . كاغذ را به عليمردان خان داده خودم آمدم . عصر منزل آمدم . توپچيها آمده‌اند صاحب - منصبان ديدن آمده بودند . حالا ديگر نمىدانم با آجودانباشى چه خواهند كرد و چه قسم حكم خواهند فرمود . شنبه 16 - حضرت و الا درب خانه رفته صدراعظم را ملاقات كردند . صحبت زياد شده بود . بالاخره فرموده بود موقتا حالا بيايد تا بعد از رسيدنشان بگويم چه بايد كرد . خيلى نويد داده بودند كه اگر هرآينه اينجا را از شما گرفته جائى خيلى بهتر و خوب‌تر عوض خواهند داد . تلگراف كرديم مختصرا با مال خود بيايد . سه تلگراف